خاطره

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
 در این دو سال اینقدر عزیزانمون رو از دست دادیم و توی مراسم ترحیمشون شرکت کردیم که لبخند و شادی رو یادمون رفته. 

خواهر زاده 7 سالم یه روز با من بود از صبح تا شب ، شب رفت خونشون و کلی گریه و اذیت کرد که :  

دوست ندارم خاله  بزرگتر بشه بعدش پیر بشه!  

دوست ندارم خاله  بمیره !

خدایا چقدر زندگی سخته که یه بچه 7 ساله باید مرگ رو درک کنه. چقدر سخته عزیزانمونو پشت سر هم داریم از دست میدیم اونم بدون وقفه.

نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : پنجشنبه 25 آبان 1396 ساعت: 1:36
برچسب‌ها :
اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها